My Photo
Name:

This is my brainstorming notes. I write these to discuss about, Often to unload my hurting and floating thoughts.
من سيد احمد شجاع الدين هستم. متولد 1360 خورشيدي / 1982 ميلادي. مطالبي كه توي اين وبلاگ مي نويسم در حقيقت يادداشت هايي از نتايج افكار پراكنده ام هست كه بدون مرتب سازي و فقط به صورت بارش افكار مي نويسمشان. هدف از نوشتن آنها به بحث كشيدن افكار شناور ذهنم و گاه تخليه ي تراوشات آزار دهنده ي مغزم مي باشد كه به صورت كلمات بر روي كي بورد كامپيوترم تخليه شان مي كنم.

Wednesday, September 07, 2005

اشك و شهوت


در كشف روابط عالم معني يا عالم تفكرات و انديشه ها، معتقد به قانوني هستم كه مي گويد
رنگِ رُخ يار به معني بباز - عالم معني تو ز صورت بساز
عالم صورت، مثل از معني است - صورتِ بي جان، خسِ بي معني است

يعني اينكه: مشابه هر چيزي كه در عالم صورت يا عالم مادي هست و با چشم سر مي بينيم در عالم معني نيز وجود دارد. عالمي كه ما آن را با واسطه ي نيروي انديشه مي سازيم يا كشف مي كنيم. حافظ مي گويد
آدمي در عالم خاكي نمي آيد به دست – عالمي ديگر ببايد ساخت و از نو آدمي
مثلا وقتي كه در عالم ماده ها براي تن هايمان چپیزی به نام شهوت طراحي شده كه آدم را از مراحل مختلفي چون انگيزش، تحريك، شور و تخليه به آرامشي واقعي و انرژي گير و البته انرژي ده براي حياتمان در طبيعت مي رساند پس به اين فكر مي افتم كه بايد چيزي مانند آن در عالم معني وجود داشته باشد كه خستگي و اضطراب و تلاطم روحمان را با خود به چنين آسايش نيرو بخشي ببرد
اين سوال را در صندوقچه ي كوچك سوالهايم -كه هميشه همراه منست- كنار سوال هاي حياتي ديگرم مي گذارم، تا وقتش برسد و كسش پيدا شود و يا چيزي ببينم كه جواب سوالم را در خود جا داده باشد
اتفاقا روزي چيزي مي بينم: عارفي -يا عاشقي- مسكين و در مانده سر بر خاكِ تضرع نهاده و نام معشوقي را با تمام محبوبيتش مي خواند و گاهی آهی مي كشد. معشوقش را با صفاتي چون معصوميت و زيبايي و وقار و وفا مي خواند و حال آنكه خوب مي داند كه چنين نيست. او را مي بينم كه بهانه اي يافته تا به درگاه ازلي و منبع وجود عالم هستي روي آورد و زار تضرع و تواضع بزند. با خود و رو به معشوقش آه مي كشد و مي خواند
به حق اشك گرم من، به حق آه سرد من – كه گرمم پرس چون بيني، كه گرم از سرد مي دانم - مولوي
و باز هق و هق و زراي و نوحه و اين بار انگار چيزي او را به انتهاي اين شور ببرد، قهقه اي مي زند و از فرط غرور و مستي عاشقانه، خود را با خوش نشينان مجلسِ اين دُنيا -همان چرندگان اين چراگاه خوش آب و علف- غريبه مي داند
و اندك اندك آرام مي گيرد و بغضش آزاد مي شود. چشم هايش را بر هم مي گذارد و از فرط ناتواني از همان حالت سجده به سمتي مي لمد و ساعد دستش را متكاي سرش مي كند و بر بستر تنش مي آرمد. آرام آرام نزديك تر مي روم و صورتش را از نزديك بررسي مي كنم و اين بار آن پيرمرد كهن سال را چون كودكي مي بينم كه بعد از نوش شير از مادر و آروغ زدن، اكنون در دامان گرم مادرش در نهايت امنيت آرميده و نوعروسي مي بينم كه بعد از نوازش ها و معاشقه هاي گرم و عاشقانه ي مرد معشوقش و با بوسه هاي اطمينان بخش او، اكنون به آرامش و استراحت بعد از همخوابگي فرو رفته است. همان طور كه نگاهش مي كنم به فكر فرو مي روم و در اخر از صورت او و از حركات و سكناتش درمي يابم كه اشك است شهوتِ جان ما

7 Comments:

Anonymous Anonymous said...

مگه نشنيدي شريعتي ميگه :عشق با اشك سخن ميگويد

12:07 AM  
Anonymous Anonymous said...

va albate dr shariatai in ro ham ezafe mikone ke:na un ashkhaee ke be darde shostane ghobare khiabun az cheshm mikhore...baiad tori gerist ke chashmha nafahmand.
ama be har hal kheili jaleb bud,ta hala behesh fekr nakarde budam.ye jooraee dorost migi !

6:56 AM  
Blogger Ahmad S. Shojaeddin said...

دوست عزيز numb
متشكرم و خدمت شما عرض مي كنم كه به زودي راجع به "اشك هاي آشكار" در مبحثي انتقادي از موضوع "مداحي مدرن" در بلاگ "جامعه، فلسفه و مذهب" با ادرس زير مطلبي مي نويسم
www.fekro-mazhab.blogspot.com

11:16 PM  
Anonymous Anonymous said...

Salam Dooste Aziz!Webloge jalebi dari Omidvaram Hamishe movafagh "Va be yade ma bashi".
Eradatmand : AliReza!

12:05 PM  
Anonymous Anonymous said...

سلام آقای احمد عزیز
شما به وبلاگ من اومده بودین و سوالی مطرح کرده بودین ممنون از اینکه به من سر زدین و:
مسلما نمی شه! خودتون رو تو شرایط
مشابه (حتی نه به طور کامل) قرار بدین... نمی شه... یا خدا یا خرما... مسلما خدا! چون خرما شیرینیش زود تموم می شه ولی خدا... اگه کسی نتونه از خرما بگذره که دیگه خدایی براش نمی مونه!
و در مورد این مطلبی که نوشتین به نظر من مقصود از این حرف ها یک مسئله نمادینه در ضمن کار هر کسی نیست که داخل مسائل دنیایی نشه یعنی این در حد یه حرف خیلی درست و قشنگه ولی کار هر کسی نیست خیلی ها از این مسئله برای توجیح استفاده می کنند... در هر حال موفق باشید.

12:33 PM  
Blogger Ahmad S. Shojaeddin said...

دوست عزيز mastokharab
سلام
خيلي ممنونم كه اين نكته ي ظريف رو به من يادآوري كردي

2:33 PM  
Anonymous Anonymous said...

سلام ممنون که بهم سرزدید
1.آدرس همون عکس پری دریایی را پایینش گذاشتم ولی اینجا هم می ذارم
www.prfco.com
2.در مورد زبان اسپرانتو هم شماره کانون رو می گذارم به اونجا زنگ بزنید و جزوه اش را بخواهید
66877865
3.میدونم که شماره 666 عدد شیطانی هست و خودم هم بعدا پشیمون شدم ولی دیگه کاری نمیشه کرد
4.موفق و پیروز باشی

2:48 AM  

Post a Comment

<< Home